محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
987
آثار عجم ( فارسى )
ههنا تمّمت الكتاب و ختمته بالخير و الصّواب بعون اللّه الملك الوهّاب ، سنهء 1313 . كتبه العبد المذنب المحتاج . ابن الحاج ميرزا سلطان على الحسينىّ الدّارابىّ الملقّب بالشّاهد محمّد القدسىّ الحسينىّ الشّيرازىّ ، المكّنى بابو على - غفرلهما - سنهء 1314 . [ 594 f ] شرح احوال جناب مصنّف دام شرفه محرّر اين كتاب مستطاب و خط نگار اين نامهء باصواب ، حقير فقير « 1 » ذرّهء بيمقدار ، محمّد قدسى الحسينى - غفره اللّه العزيز الغفّار - گويد : كه مجملى از شرح احوال مصنّف - حفظه اللّه تعالى - اين است : فرصت الشّيرازى : و هو الميرزا محمّد نصير الحسينى ، الملقّب به ميرزا آقا - ادام اللّه ايّام حياته و بركاته - ابن ميرزا جعفر ، المتخلّص به « بهجت » ابن ميرزا كاظم ، الملقّب به « شرفا » ابن الحكيم البصير مرحوم ميرزا نصير - عليهم رحمة اللّه الملك القدير . جناب مصنّف ، در اين كتاب ، شرح احوال مرحوم ميرزا نصير را در ضمن ذكر جهرم نگاشته و تاريخ فوت ميرزا كاظم و ميرزا جعفر را در حاشيه مرقوم داشته . اكنون تبينا لنسب المصنّف ، معروض مىدارم كه : مرحوم ميرزا كاظم ، مولدش دار السّلطنهء اصفهان بوده و از باريافتگان درگاه سلطان زمان . وقتى او را به سفارت حيدرآباد دكن مأمور ساخته ، بدان جانبش مىفرستند ؛ رفته و مراجعت كرده ، به عمل استيفايى كه داشته ، مستقل بوده ؛ تا در اواخر عمر ، از نمّامى زمره بلفضول ، خاطر شريفش از توقّف در ايران ملول ، به خيال بازگشت به حيدرآباد مىافتد ؛ در آن حال ، اعيان آنجا هم مكاتيبى مىفرستند و بدان ملكش طلب مىنمايند ؛ لهذا از
--> - شد مؤلف چون ز فكر فرصت آن داراى حكمت * طرفه آثار عجم كامد به شيوايى موصّف دوش با پير خرد گفتم كه تاريخى بيان كن * از پى اتمام اين تأليف و اين زيبا ، مؤلّف گفت آثار عجم تاريخ سال اوست ليكن * گر الفها را كنى كم ، حرف ثانى را مضاعف ( - 1313 ) ( 1 ) . حقير فقير را مصنّف ، در اوايل اين كتاب نامى برده و شرح احوالم را نگاشته و برخى از اشعارم را مرقوم داشته [ است ] .